مجریان سیما

بیوگرافی فرزاد جمشیدی

گپی با مجری محبوب ماه خدا

وقتی سحر برای روزه داری به نیت قرب خد از خواب ناز بیدار می شوید کنترل تلویزیون را بردارید و دکمه شبکه اول سیما را نشانه بگیرید تا ببینید در "ماه خدا" کسی هست که به مانند شما از خواب خود می زند و روبه روی دوربین می نشیند و برای شما ازتلخی ها، خوبی ها، معرفت و رفتار حسنه بزرگان و... سخن می گوید.

مجری جوانی که به واسطه اجرای خاص و به گفته خودش قصه گونه اش و قلم زیبایش به نمادی برای سحرگاهان "ماه خدا" بدل شده و مخاطبان سحری سفره هایشان را از گلواژه ها و آینه کلام او مزین می کنند.

فرزاد جمشیدی، نویسنده و مجری خوش سابقه سیما که در برخی محافل مذهبی به مرغ سحر سیما مشهور است، به تازگی در گفت وگویی با ارگان رسمی صدا و سیما(هفته نامه سروش) از چگونگی انس گرفتن با شب زنده داران ماه مبارک گفته و آن را توفیقی از برکات دعای پدر و مادر عنوان کرده است. بخش هایی از آن را با هم می خوانیم:


"ماه خدا" و عادت مخاطبان به مرغ سحر

باور من این است که دلیل این حضور ابتدا توفیقی است که به من شده و در نهایت تلاشی است که داشته ام. مردم در این برنامه با نوعی ادبیات جدید آشنا شده اند که مشتمل بر تحقیق و پژوهش است. همچنین به نظر من مسائل مذهبی و معرفتی پایان ناپذیر است و همیشه می توان درباره آن صحبت کرد،به شرطی که تنوعی که بیننده به دنبال آن است در برنامه وجود داشته باشد. ولی دوست دارم به این نکته اشاره کنم که اجرای برنامه سحرگاهی بسیار سخت است و نیاز به توفیق و مطالعه به روز دارد.

شاید در طول شبانه روز 3-2 ساعت بیشتر نخوابم، چون برای آمدن جلوی دوربین و صحبت کردن با این مردم با سواد و فهیم آنقدر استرس دارم که خواب به چشمم نمی آید. امروزه شنونده ها و بیننده های ما خیلی از مجریان ما جلوتر هستند و اگر من نتوانم کالایم را بفروشم، باخته ام

برنامه ای برای شب زنده داران باسواد

کسی که سحرگاه از خواب بیدار می شود اهل شب زنده داری است و هدفش روزه داری و تلاوت قرآن است، پس به مسائل دینی علاقه مند است. ولی از آن جا که این مخاطب به شدت با سواد است اولین کاری که من برای اجرای این برنامه در نظر می گیرم تحقیق و پژوهش در زمینه های دینی است و علاوه بر این از اساتید علوم دینی نیز بهره می برم. چون مردم هرباره دوست دارند حرف تازه ای بشنوند به همین خاطر است که من سال گذشته حدود 380 تا قصه در برنامه ماه خدا روایت کردم که تمام آنها نیازمند تحقیق و مطالعه بود و مردم به این قصه گویی عادت کرده اند.


درونیات مجری در قاب تلویزیون

تلویزیون درون مجری را به نمایش می گذارد و مجری باید به چیزی که می گوید اعتقاد و باور داشته باشد و مطالبی که عنوان می کند برایش درونی شده باشد. در این حالت است که مخاطب ذوق شنیدن پیدا می کند و گوینده ذوق گفتن. شاید باور نکنید، ولی در زمانی که مطالعه می کنم یا پلاتویی را می نویسم تا حدی این مباحث برایم باور پذیر می شود که در حین کار اشک می ریزم .


دیش احساسات ما، تنظیم نیست

به نظر من اگر مجری قریحه طنز نداشته باشد کارش فلج می شود و من هم از این قاعده مستثنی نیستم. در چند قسمت پیش نیز شعری خواندم که تا حدودی طنز بود و ساختارشکنی در برنامه ایجاد کرد.

عیب کار از جعبه تقسیم نیست

سیم سیار دل ما، سیم نیست

این خدا، این هم هزاران طول موج

دیش احساسات ما، تنظیم نیست


اعتکاف در امپراطوری کتاب برای چند دقیقه نجوا

اینجایی که می بینید(کتابخانه شخصی جمشیدی) امپراطوری کتاب و کاغذ است. چون من برای 5 دقیقه صحبت پنج ساعت مطالعه می کنم. به خاطر اینکه مباحث مذهبی بسیار وسیع و متفاوت است طوری که در مورد یک مطلب یا به طور مثال یک آیه و حدیث آنقدر تفسیرهای زیادی وجود دارد که اگر اطلاعات ما به روز نباشد برای مخاطب باسوادمان حرفی نداریم؛ البته کتاب بخشی از این برنامه است و در کنار آن از مقالات و فضای مجازی هم استفاده می کنیم و پنجاه درصد از اطلاعات ما در این برنامه بر گفت وگو با علمای دینی استوار است؛ علمایی که متاسفانه تلویزیون برای معرفی آنها همتی نکرده و همچنان نهان هستند.


اگر نتوانم کالایی را بفروشم، باخته ام

شاید در طول شبانه روز 3-2 ساعت بیشتر نخوابم، چون برای آمدن جلوی دوربین و صحبت کردن با این مردم با سواد و فهیم آنقدر استرس دارم که خواب به چشمم نمی آید. امروزه شنونده ها و بیننده های ما خیلی از مجریان ما جلوتر هستند و اگر من نتوانم کالایم را بفروشم، باخته ام.

اخیرا برخی همکاران گفته اند که اگر به ما فلان مبلغ را هم بدهند، حاضر نیستیم این برنامه را اجرا کنیم این در حالی است که من حاضرم از جیب خودم به مسئولان مبلغی بدهم تا اجرای برنامه سحر را به عهده بگیرم و فکر می کنم این توفیق به خاطر دعای مادرم است

حاضرم از جیب خودم بدهم تا برنامه سحر را اجرا کنم

افراد با سوادتر از من هم هستند که بتوانند این برنامه را اجرا کنند ولی به نظر من کسی که می خواهد برنامه سحرگاهی اجرا کند باید از جان بگذرد. حرف هایی که می زند را نمی توان فقط حفظ کرد باید عمل کرد، باید سوز دل داشت. مجریانی هستند که به خاطر سختی کار نمی توانند دراین برنامه ها حضور داشته باشند ولی به نظر من توفیق حضور ندارند. حتی اخیرا برخی همکاران گفته اند که اگر به ما فلان مبلغ را هم بدهند، حاضر نیستیم این برنامه را اجرا کنیم این در حالی است که من حاضرم از جیب خودم به مسئولان مبلغی بدهم تا اجرای برنامه سحر را به عهده بگیرم و فکر می کنم این توفیق به خاطر دعای مادرم است.


انصاف نیست به اسم فرزاد جمشیدی تمام شود

عزیزانی هستند که لحظه به لحظه پیگیر کار این برنامه هستند. شخص مهندس ضرغامی، آقای دارابی معاون ایشان، آقای فارسیجانی مدیر گروه معارف در هفته چندین بار تماس می گیرند و مراقب مسیری که برنامه طی می کند، هستند. پس انصاف نیست به اسم فرزاد جمشیدی تمام شود چون این برنامه حاصل یک کارگروهی است همه بچه ها اینجا با وضو هستند و زمانی که می بینم تصویربردار از صحبت هایی که می شنود اشک می ریزد ذوق می کنم، چون مخاطب من در ابتدا تصویربرداران و بچه های اتاق فرمان هستند و بعد مردمی که جلوی گیرنده های خود نشسته اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1391ساعت 18:33  توسط   |